دوشنبه ٣١ ارديبهشت ١٣٩٧ فارسي|English|اردو
 
صفحه اصلی|ايران|آلبوم تصاوير ايران|فارسي|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
طلا و مس
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   
ادبیات ما در حال جدایی از پیوندهای اجتماعی است

 منبع : روزنامه جنگ، ۲۰ ماه ژوئیه، ۲۰۱۶ میلادی

 نويسنده : دکتر جمیل جالبی    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1395/05/20   ( آخرين ويرايش : 1395/05/20 )

مولانا عبدالرحمان جامی در کتاب مثنوی خود حکایتی را نقل کرده است. یک فرد کرد از کوه و صحرا به شهر بزرگی آمد. زمانی که به شهر آمد، مشاهده کرد که در اینجا خیل کثیری از مردم است. وقتی فرد کٌرد این منظر را دید، دلواپس شد و به فکر فرو رفت که اگر من وارد این ازدحام شوم، براستی گم خواهم شد، پس لازم است که برای نگه داشتن هویت خود نشانه ای از خود به جا بگذارم که اگر گم شدم از طریق این نشانی بتوانم خود را دریابم. او در حال تفکر بود که یک کدو در مسیر به چشم خورد. او کدو را برداشته و به پاهای خود بست تا بتواند خود را بشناسد. مردی دانا که در حال عبور از آن مسیر بود، دید این فرد کٌرد کدو را به پاهای خود بسته و در حال حرکت است. او با دیدن این منظر ماجرا را دریافت و پشت سر او به راه افتاد. پس از کمی حرکت مرد کٌرد ایستاد و در گوشه ای دراز کشید و به خواب رفت. مرد دانا نزدیک رفت و با درآوردن کدو از پاهایش آن را به پای خود بست و در همان جا دراز کشید. هنگامی که مرد کٌرد بیدار شد کدو به پاهای فرد دیگری بسته شده بود. مرد کٌرد به فکر فرو رفت و گفت ای مرد من درباره خود در شگفتم. بیدار شو و به من بگو که این من هستم یا تو؟ اگر من اینم، پس کدو به پای تو چگونه بسته شده است و اگر این تو هستی پس من کجا هستم؟

                           این منم تو نمی دانم درست       گر منم چون این کدو بر پای توست

                            ور تویی این من کجایم کیستم     در شماری من نیایم چیستم

این مسئله که در آن زمان در مقابل این مرد کٌرد ساده لوح بود، امروز ما در سطوح فکری و ادبی با آن مواجه هستیم. ما امروز هویت خود را گم کرده ایم و در هیاهوی فکر و خیال می پرسیم که اگر این تو هستی پس من کجا هستم؟ به این سبب ما امروز در سطوح فکری و ذهنی هیچ جهتی نداریم. واژه بدون معنا پوچ است و پوچ آن است که معنایی ندارد. ادبیات خود را ملاحظه کنید در حال حاضر ادبیات بی هدف است. در اساس این ادبیات هدفی وجود ندارد که بتوان پاسخ سوال های فرد و جامعه را دریافت. پاسخی که در نتیجه آن فرد و جامعه آگاه شوند. شعوری که در پی آن زندگی فکری به بار آید و فکر جهت پیدا کند. به این سبب است که ادبیات امروز با فرد و جامعه مخاطب نیست. به این سبب است که ادبیات داستانی از مسیر ابلاغ خود خارج شده و به نمادگرایی تبدیل شده است و پوچی خود را در پشت پرده هدف خفا می دارد. به شاعری نگاه کنید. شاعری دچار بحران و آشفتگی عمیقی در فکر و اندیشه است. در آن هزل گویی به نظر می رسد، لیکن پر معنی نیست. آن هم معنایی که موجب ایجاد شعور باشد. و آن شعور که زندگی را به سوی جلو پیش می برد. اکنون همه را سکوتی در برگرفته است که در نتیجه آن روند حرکت متوقف شده است. شگفت است که تلاشی نیز در جامعه به منظور بازیابی ارزش های انسانی و اجتماعی و هدف یابی به چشم نمی خورد. ادبیات ما از پیوندهای اجتماعی گسسته شده است و نویسندگان به جای مواجهه با سختی های خلق آثار ادبی به دنبال آسایش و لطف هستند. اکنون این هدف اولی قرار گرفته است و ادبیات وسیله ای برای حصول آن است. ممکن است با شنیدن این سخنان برخی خشمگین شوند. ولی زمانی که گرایش های منفی وارد ادبیات و اندیشه شود، اشاره به این امر و رد آن لازم است. این عمل بنده نیز بر این اساس است. مسبب این گرایش نسل امروز نیست. این گرایش از سال ۱۹۵۸ میلادی آغاز شد. نسل دهه پنجاه شروع به بهره برداری از ادبیات برای منافع شخصی خود کرد و نسل امروز در حال برداشت از این محصول است. اکنون هدف من تنها این است که شما را نسبت به این وضعیت آگاه سازم تا که نسل امروز این گرایش ها را ترک کرده و آن مسیری را برگزینند که  بوسیله آن پاسخ آن دسته از پرسش های اساسی را دریابیم که موجب آگاهی شده و همواره در خور ادبیات بوده است و در پی آن سرنوشت جامعه تغییر پیدا کند. بلکه باعث پیشرفت زندگی به سوی جلو شود. آگاهی تاریخی بوجود آید و در نهایت اذهان تغییر کرده و انسان ساخته شود. ادبیات عصر خود را مطالعه کنید، خواهید دید آن ادبیاتی نیست که در آن روان عصر حاضر وجود داشته باشد و ما بوسیله آن عصر خود را بشناسیم. این ادبیاتی نیست که آنچنان می توانست باشد یا می بود. همان طور که همگان می دانند ادبیات با قرار گرفتن در مسیر زندگی با بیان حقایق بوجود می آید. مصلحت ها و دسیسه ها مانعی در خلق آثار ادبی است. پس از سال ۱۹۵۸ میلادی ادبیات ما در کل در مسیر روابط عمومی قرار می گیرد و برای بلندی جایگاه اجتماعی از ادبیات استفاده می شود. به این سبب اکنون ادبیات، فکر و اندیشه هدف نیست بلکه وسیله ای برای حصول شهرت، زندگی پر آسایش و جایگاه اجتماعی است. این گرایش مانعی در مسیر ادبیات، اندیشه و تفکر است. در این شرایط نویسندگانی بوجود خواهد آمد که اکنون می بینیم. این شرایط برای اندیشمندان ناوابسته مناسب است. شاعر مشهور عزرا پاوند در جایی می نویسد هنرمند سنجیده و حقیقی آن چنان بی نیاز از امتنان است همچنان که یک دانشمند حقیقی. تعداد هنرمندان ناوابسته نسبت به هنرمندان حقیقی بیشتر است و هنرمندان ناوابسته از طریق روابط عمومی صله نیز دریافت می کنند که در اصل متعلق به هنرمندان حقیقی است. این امری فطری است که هنرمند ناوابسته همیشه در تلاش است که تفاوتی میان هنرمند حقیقی و هنرمند ناوابسته مشاهده نشود و آن را می توان در هر زمانی مشاهده کرد. لیکن اگر این هدف تمام نویسندگان و ادبا قرار گیرد، ادبیات دچار شرایطی می شود که اکنون ادبیات ما دچار آن است. اکنون ادبای جامعه آنقدر فرصت ندارند که اهمیت اندیشه و تفکر در زندگی را درک کنند یا به دیگران القا کنند. حال عصر رقابت است و همگان در آن شریک هستند و در پی آن اندیشه، تفکر و بذر ادبیات نیز در حال خشک شدن است. جامعه به دنبال سرگرمی های ارزان است. ادبا و نویسندگان در پی حصول آسایش هستند. و من همچون مولانا جامی می پرسم که آیا این من هستم یا این تو هستی؟ پس من کجا هستم؟

 

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
امام رضا

The Islamic Schools

سايت امام خميني(رہ)

حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اي رهبر معظم انقلاب اسلامي

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

دكتر حسن روحانی رييس جمهور

کتابخانه دیحیتال سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

آغاز صد و شصت و هفتمین دوره آموزش زبان فارسی

بنیاد سعدی  (آموزش زبان فارسی درجهان) Saadi Foundation

سازمان ايران گردي وجهان گردي ايران

سايت شهيد مطهري

ايرانيان خارج از کشور

IRIB

IRNA

دانشگاه کراچي

Hamdard University Karachi

اخبار بزبان اردو

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

کانال هاي تلويزيوني پاکستان

Dictionary

دانشگاہ المصطفی

kanoon
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 521
Visitorsofday : 150
Visitorsofpage : 719632
Onlinevisitors : 3
PageLoad : 2.8750

صفحه اصلی|ايران|فارسي|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت